الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
224
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
به ايشان خبر دهد و بر حذر دارد . قضا را على ( ع ) از راه ديگرى به مسجد آمد و همين كه وارد مسجد شد ابن ملجم بر آن حضرت ضربت زد و حجر بن عدى در حالى وارد مسجد شد كه مردم مىگفتند : امير المؤمنين كه درودهاى خداوند بر او باد كشته شد . « 1 » ( 1 ) عبد الله بن محمد ازدى « 2 » مىگويد : من در آن شب همراه گروهى از مردم شهر در مسجد مشغول نماز گزاردن بودم و معمولا تمام شبهاى ماه رمضان از اول تا آخر ماه را چنين مىكرديم . ناگاه چند مرد را ديدم كه نزديك در مسجد نماز مىگزارند . در اين هنگام على ( ع ) براى نماز صبح آمد و با صداى بلند مىگفت : نماز ، اى مردم نماز . درست نفهميدم كه آيا مىشنوم يا نه كه ناگاه برق شمشيرى ديدم و شنيدم كسى مىگويد : « اى على ! حكميت خاص خداست نه از آن تو و يارانت . » و شنيدم على مىفرمود : اين مرد را بگيريد و نگريزد و آن حضرت مضروب شده بود . شبيب بن بجرة هم ضربتى زده بود ، ولى به لبهء طاق خورده و خطا كرده بود . آنان به طرف درهاى مسجد گريختند و مردم هم براى گرفتن آنان شروع به دويدن كردند . شبيب بن بجره را مردى گرفت و او را به زمين انداخت و بر سينهاش نشست و شمشير را از دست او بيرون آورد و خواست او را بكشد . در همين حال مردم به سوى آن دو هجوم آوردند . آن مرد ترسيد مردم سخن او را باور نكنند و خودش را بكشند اين بود كه از سينهء شبيب برخاست و شمشير را از دست خود انداخت و شبيب گريخت و به خانهء خويش رفت . اتفاقا يكى از پسر عموهايش در همان حال وارد خانهء او شد و ديد كه پارچهء حرير را از سينهء خود مىگشايد . گفت : اين چيست ؟ شايد تو امير المؤمنين را كشتهاى و او به جاى آنكه بگويد نه گفت آرى . پسر عمويش رفت و با شمشير برگشت و او را كشت . ( 2 ) ابن ملجم در همان حال كه مىگريخت مردى از قبيلهء همدان به او رسيد و قطيفهيى را كه در دست داشت بر سر او انداخت و او را به زمين زد و شمشير را از دستش بيرون كشيد و او را به حضور امير المؤمنين آورد . سومى هم گريخت و ميان مردم ناپديد شد . چون ابن ملجم را به حضور امير المؤمنين آوردند ، به او نگريست
--> ( 1 ) . عينا از ارشاد شيخ مفيد گرفته شده است . ص 9 ، چاپ 1377 قمرى ، تهران . م . ( 2 ) . در تاريخ طبرى ( ص 2685 ، ترجمهء مرحوم ابو القاسم پاينده ) ، گويندهء اين سخن محمد بن حنفيه پسر حضرت امير المؤمنين است . م .